پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )
224
سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )
رئيس ساربانان را نيز به علت قصورى كه در مراقبت كرده بود ، به سختى مجازات كرد ، تا كسانى را كه طرف اطمينان و اعتماد نيستند ، همراه قافله نكند و از همان شب دستور داد كه ساربانان به قافلهء حرم نزديك نشوند و تنها خواجهسرايان همراه زنان حركت كنند . از آن به بعد ، وقتى زنان حرم در مصاحبت شاه هستند اسلحه برمىدارند و بر روى اسب مىنشينند و شاه تنها مردى است كه به اتفاق خواجهسرايان در ميان آنان است و در حال گفتگو و خنده و شوخى و گاه شكار همگى به پيش مىرانند . به هر حال هنگام حركت بانوان هميشه دستهاى از خواجگان شاه يك فرسنگ جلوتر مىروند ، تا چه شب باشد و چه روز ، مردانى را كه در جاده هستند دور كنند و اگر اين قافله هنگام روز به دهى برسد ، تمام مردان را از آنجا مىرانند يا در اتاقهاى دربسته نگه مىدارند تا زنان حرم شاه را نبينند . و اگر مردى بر سر راه ديده شود ، بايد بىدرنگ او را برانند . نبايد فراموش كرد كه اينجا مشرقزمين است و بزرگترين توهين به يك شاهزاده و يا هر فرد ديگرى اين است كه كسى روى زن او را ببيند . بعد از اين دسته كه خيابان و محل و منطقه را از اغيار خالى مىكنند و اختيارات زيادى براى زدن و كشتن و بستن دارند و رعب و وحشت در دلها مىافكنند ، حرم حركت مىكند . اگر شاه همراه آنها باشد ، همه سوار بر اسب هستند و الّا زنان در كجاوهها سوارند . دنبال حرم نيز دستهاى از قراولان خاص شاه كه يسقچى ناميده مىشوند حركت مىكنند و اين عده وظيفهدار هستند كار خواجگان حرمسرا را در عقب صف انجام دهند ؛ يعنى نگذارند هيچكس به قافله نزديك شود . اين عده نيز داراى اختيارات وسيعى هستند و همگى تاج قزلباش بر سر دارند و علامت مخصوصشان تيرى است كه بر عمامهء خود فرو مىبرند ، بهطورى كه سر آن پايين و دم آن به سوى بالا قرار دارد . رئيس آنان ، يعنى يسقچىباشى ، از ميان سرداران بزرگ انتخاب مىشود و بر عمامهء خود تيرى زرين فرو مىبرد . حالا برگرديم به سر مطلب اصلى ، زيرا تصور مىكنم جملات معترضه زياد گفته باشم . روز آخر ماه مه مطلع شدم كه آقاميرمنشى نيز آمده و در حوالى چادرهاى من سكونت گزيده است ؛ در نتيجه به ملاقات او رفتم تا اطلاعاتى دربارهء شاه به دست آورم ، و مشاهده كردم به اتفاق دو نفر ديگر ، در چادر كوچك خود ، كه به آن شيروانلى مىگويند ، نشسته است . اين چادر همانطور كه از نامش پيداست ، مختص شيروان است و براى جلوگيرى از نفوذ باران ، سقفش از نمد ساخته شده و به اصطلاح دوپوشه است . بعد از ورود من ، دو نفر ديگر چادر را ترك كردند و بين من و او كه از كثرت تقاضاهاى بجا و